
بابا طاهر عریان!!!
پ.ن اول:این داستان به مناسبت روز تولد بابا طاهر عزیز که نمی دانم چه روزی است نوشته شده است.
پ.ن دوم:تا توانی دلی بدست آر...وگرنه دل شکستن که کاری ندارد.
پ.ن سوم:از اینکه فرصت سر زدن به وبلاگ عزیزان را ندارم از تک تک آنها عذر خواهی می کنم.
پ.ن چهارم:هرچه می خواهد دل تنگت بگو.