
از من خواسته شده كمي درباره ي ادبيات صحبت كنم و تنها كاري که نمي توانم انجام دهم همين صحبت كردن است.. اما هرچه از من بخواهيد مي توانم بنويسم. چون كار من نوشتن است و بخاطر همين نوشتن است كه انزواي طولاني را خود خواسته پذيرفته ام و دور از هياهو مي نويسم. آشنايي با مكتب هاي مختلف ادبي خوب است اما مواظب باشيم كه اين موج هاي ادبي ما را با خود نبرد و ما را به اسيري خود نگيرد.. ضرورتي نمي بينم در جمع فرهيختگان درباره ي شعر و داستان صحبت كنم. چون همه ي آنها آشنايي كامل با اين دو مقوله ي ادبيات دارند و كتابهاي زيادي در باره ي اينكه چطور نويسنده يا شاعر شوم نوشته شده است. اما يك نكته را دوست دارم در اين باب بيان كنم و آن اينكه ياد بگيريم شاگردي كنيم و يك شاگرد خوب باشيم. چون شاگرد مجبور است بياموزد، تلاش كند و تكاليف تمام نشدني استاد را انجام بدهد. اين تلاش و سخت كوشي است كه او را به سر منزل مقصود خواهد رساند. اما وقتي كسي خيلي زود خرقه ي استادي را برتن خودش كند ناخواسته، دست از تلاش و تجربه خواهد كشيد و به جای رسیدن به سر منزل مقصود به بیراهه خواهد رفت.و سخن آخر اينكه در جايي كه همه ادعاي استادي دارند، هنر اصيل و ماندني خلق نخواهد شد!!
پ.ن اول: در این مراسم که از طرف حوزه هنری استان گلستان برگزار گردید از چهارده هنرمند در زمینه های مختلف تقدیر بعمل آمد
پ.ن دوم:حکایه در زمینه ی ادبیات (داستان)تقدیر شد.
پ.ن سوم:دوستاني كه در لینک حضور ندارند گاهي نظر خصوصي يا عمومي مي گذارند لطفا آدرس وبلاگ خود را نيز قيد نمايند.