یکشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۰
داستان گاهی

 

 

 

گاهي دوست داستن و عشق ورزيدن آرام آرام شروع مي شود و نرم نرم در جانت نفوذ مي كند، بطوري ديگر نمي تواني آن را از وجودت جدا كني و لحظه لحظه ي زندگي ات را پر مي كند و روزهاي خوب و زيبايي را برايت به ارمغان مي آورد. درست مثل دوست نداشتن كه نه يك باره بلكه آرام آرام در تنت مي نشيند و ذره ذره روحت را سوهان مي كشد و روزها و شب هايت را پر مي كند. آنوقت حس بيهوده و آزار دهنده اي  تمام وجودت را فرا مي گيرد.

گاهي خاطرات روزهاي گذشته و دور، در دلت زنده مي شود و لحظه هاي تو را پر ميكند. خاطراتي كه ديگر حتي يك بار ديگر هم تكرار نخواهد شد. اما تو دوست داري با مرور آن خاطرات زيبا، دلگرم شوي و اميدوار باشي و آنها را با همان دوستان تكرار كني.

گاهي زندگي كردن در شهري كه همه گونه امكانات دارد و آسايش و آرامش نسبي براي تو  فراهم كرده است، سخت مي شود. اما چون اين شهر ـ با همه ي امكاناتش ـ هيچ خاطره ي براي تو ندارد، شهري كه دوست دوران كودكيت در آن نيست، شهري كه هيچ وقت دلت براي كسي نلرزيده و دل كسي هم براي تو نلرزيده است، شهري كه به هيچ كسي بدهكار نيستي و از كسي هم طلبكار نيستي، شهري كه خاطراتی جدا از تو دارد و در ياد آوري آن، هيچ جايي براي تو نيست و تو مي شوي آدمي جدا بافته و بيرون از گود!! در چنين شهري هرچند كه زيبا و ديدني باشد، ادامه ي زندگي برای تو غير ممكن است.

گاهي به حال و روز خانم ها فكر مي كنم و تمام هيكلم مي لرزد. چرا كه آنها مجبورند بخاطر ازدواج از شهر و ديار خود دور شوند و در شهري يا روستايي ديگر ساكن شوند و اداي آدم هاي خوشبخت را در بياورند ولي احساس مي كنم آنها غمي را براي  هميشه در دلشان پنهان نگه مي دارند و حتي از ياد آوري آن سرباز مي زنند. مگر مي شود آدمي با گذشته ي خود پيوند نداشته باشد و با بريدن از آن ، لحظه هاي زيبايي ايجاد كند.

گاهي دلت براي روستاي كوچكت تنگ مي شود. روستايي كه تمام خاطرات خوب و بدت  در آن اتفاق افتاده است. دوستاني كه لحظه لحظه زندگي ات را پر كرده بودند و زماني حتي يك لحظه هم جدايي از آنها را تصور هم نمي كردي،  چه رسد به روزهايي كه دور از آنها، با آدم هاي ديگر خاطرات مصنوعي بسازی و روزها و شب هاي خودت را به نوعي تلف كني.

گاهي ...دلم هواي روستا را مي كند. هواي تو را و هواي خودم را...

 

 

پ.ن اول: بار دیگر سال نو را به همه ی دوستان عزیزم تبریک گفته، امیدوارم روزهای خوبی پیش رو داشته باشید.

پ.ن دوم: دلم بسیار بسیار برای شما دوستان عزیزم تنگ شده بود و این پست هم تقدیم به همه ی شما که دوستتان دارم.

پ.ن سوم:دوستاني كه در لینک حضور ندارند، گاهي نظر خصوصي يا عمومي مي گذارند. لطفا آدرس وبلاگ خود را نيز قيد نمايند.

 

 

+ نوشته شده در ساعت 11:6 توسط عبد الصالح پاک.