یکشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۰
داستان ادامه ی سفر جزیره ی قشم

 

 

امشب ساعت 9 شب، با قطار از بندر ترکمن، به طرف تهران می روم. فردا ساعت 9 صبح درتهران هستم. صبح با یکی دو ناشر قرار دارم. امیدوارم با ناشران محترم به توافق برسم. عصر، احتمالا وقتم آزاد خواهم داشت و گشتی درکتابفروشی ها خواهم زد. قرار شد شب را پیش دوستی بمانم و صبح روز سه شنبه به سوی جزیره ی همیشه قشم به اتفاق دوستان راهی شویم. هوای اینجا گلستان سرد و یخ بندان است و هنوز دارد برف می بارد. دو روز است که مدرسه ها تعطیل است. اگر بر شدت سرما افزوده شود، احتمال دارد قید سفر را بزنم. چون در قید زنی مهارت زیادی دارم. یعنی تعدادی از دوستان عزیز این هنر را به خوبی به من یاد داده اند. سرما را مثل سفر کردن دوست دارم ولی هوای سرد و یخ بندان را نمی توانم تحمل کنم. اگر این سفر بسلامتی صورت بگیرد از 18/11/90 تا 22/11/90 در قشم خواهم بود و بعد هم برگشت به تهران و از تهران هم به شهر همیشه دلگیر بندر ترکمن و روزی نو و روزگاری نو...

 

 

 

+ نوشته شده در ساعت 13:28 توسط عبد الصالح پاک.