
شیرین خانم سلام!
شاید از اینکه بعد از سالها برایت نامه می نویسم تعجب کنی و از خواندن آن غمگین و غصه دار شوی.اصل مطلب این است که من ازدواج کرده ام و منتظر بدنیا آمدن اولین فرزندم هستم. انتظار بی جایی است اگر فکر کنی تیشه به دست می گیرم و بیست سال تمام برای رسیدن به شما به رنج و زحمت می افتم و به کندن کوه مشغول می شوم.تازه معلوم نیست بعد از آن همه جان کندن و حسرت خوردن شما در پشت کوه تشریف داشته باشید یا نه! در زمانه ای که چشم راست به چشم چپ دروغ می گوید فرهاد نبودن راحت تر و عاقلانه تر است.
قربان ات فرهاد
آقا فرهاد سلام!
از خواندن نامه شما نه تنها متعجب و دلگیر نشدم بلکه باعث شادی و خوشحالی من شد و کلی سرگرمی مرا فراهم کرد. انتظار نداشته باشید که بیست سال چشم به راه آمدن شما بدوزم و موی شبرنگم را به دست برف بسپارم.تازه معلوم نیست بعداز آن همه انتظار کشیدن و چشم به راه دوختن تشریف می آورید یا نه!
من نه تنها ازدواج کرده ام بلکه صاحب یک پسر کاکل زری هم هستم. در روزگاری که عشق را در هر کوچه وپس کوچه ایی مفت و مجانی به حراج گذاشته اند و به جای کندن کوه تیشه به ریشه عشق می زنند شیرین نبودن و چشم به راه فرهاد ندوختن شیرین تر است.
با احترام شیرین