سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹
داستان دیگری از دونامه

 

روزی بک بار گرسنگان دنیا را از مرگ حتمی نجات می دهم.
روزی یک بار به می روم به جنوب استرالیا و با الیاس علوی چای سبز می نوشم.
روزی یک بار برای زخمهای تنم نماز میّت میخوانم.
روزی یک بار به کارگرهای افغانی آپارتمانهای نیمه کاره ی هزاره ی چهارم، که هیچ کدامشان هم لک لک نیستند، سلام می کنم.
روی یک بار حواس دنیا را پرت می کنم به جایی دور.
روزی یک بار برای عبدالصالح پاک شعر می خوانم و به صدای دوتارش گوش می دهم.
روزی یک بار گریه می کنم تا فراموشم نشود که دلتنگم.
روزی یک بار آواز "سرزمین من" را با داوود سرخوش همخوانی می کنم.
روزی یک بار دنیا را تغییر می دهم.

...........................................راستی سلام!

 

 

 سلام حبيب عزيزم !

امروز دلم براي شما بيش از روزهاي ديگر تنگ شده. در نمايشگاه كتاب قرار داشتيم و من با تمام سعي و كوششي كه كردم نتونستم به اين نمايشگاه بروم. نمي دانم حواس مرا به كجا پرت كرده بودي؟

زماني آرزو مي كرديم در نمايشگاه كتاب تهران حداقل يك كتاب داشته باشيم و ما از تماشاي كتاب خودمان لذت ببريم. ولي امسال برخلاف سالهاي قبل هركدام از ما چند كتاب تازه از تنور در آمده در نمايشگاه داريم و شما قبل از من به تهران رسيده بودي و من وقتي درجواب اس.ام.اس(پیامک) شما نوشتم" نميام "و شما جواب دادي: "چه بهتر!!! "
آن موقع نمي دانم به چي فكر مي كرديم و حواس ما به كجا بود؟
گويا آواز براي گرسنگان جهان خيلي طولاني و بي انتها است. چون روز بروز نه تنها از تعداد آنها كاسته نمي شود بلكه با سرعت نور رو به افزايش است و خواندن اين ترانه چه طاقت فرسا و حزن انگيز است!!
حبيب عزيزم !
نجات دادن گرسنگان از مرگ، رفتن به استراليا و نوشيدن چاي سبز، نماز خواندن به زخمهاي خود، سلام كردن به کارگرها، پرت كردن حواس دنيا و تغيير دادن آن، همخواني آواز "سر زمين من" و بخصوص خواندن شعر براي من را بسيار دوست دارم.

روزانه هاي بسيار زيبا و انساني داري ولي يادت باشد كه در ميان روزانه هاي شما، جايي براي عشق و دوستي نيست. يعني عشقي كه فقط مال خودت باشد و خلوت شعرگونه ات را پر نمايد.
آيا عمدا آن را ننوشتي يا دوست نداري آن را برملا كني و لذت اسرار آميز بودن آن را از دست ندهي؟
نمی دانم حبيب عزيزم !! آيا گريه كردن براي دلتنگي ها نكند همان دوست داشتن و عشق ورزيدن باشد كه من از ميان همه ي روزانه هاي زيباي شما روي آن زوم كرده ام؟

 

 

 

 

 

 

 داستان کتابهای من در نمایشگاه کتاب تهران

۱-۵۵ افسانه ی ترکمنی برای نوجوانان(انتشارات قدیانی)(درگرگان کتابفروشی جلالی)

۲-۹۰ افسانه برای نوجوانان-(انتشارات قدیانی)(در گرگان کتابفروشی جلالی)

۳-گرگ آواز خوان(انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)

۴-روباه دم بریده(انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)

۵-جاده ی بی انتها-رمان-(انتشارات سوره ی مهر)(درصورت چاپ دوم)

 

 

+ نوشته شده در ساعت 10:36 توسط عبد الصالح پاک.